X
تبلیغات
نگاه - لباسهاي سنتي ايران ايده‌اي براي طرح‌هاي جديد پوشاك امروز است
پنجره آسیب شناسی

 ترويج فرهنگ استفاده از لباسهاي سنتي در كشور ايده‌اي براي طرحهاي جديد پوشاك جامعه امروز است.

"ملوك وكيلي" افزود: بدون معرفي اين فرهنگ، استفاده از اين نوع لباسها ممكن است مورد استقبال جوانان واقع نشود.

وي كه درباره لباس هاي سنتي از زمان مادها تاكنون تحقيق كرده‌است، اظهار كرد: تلفيقي از لباسهاي سنتي ايران با شيوه‌هاي مدرن نه تنها موجب استقبال جوانان كشور ، بلكه طرحي براي ارائه به ديگر كشورهاي جهان خواهد شد.

وي گفت : لباس نشانه فرهنگ است و پيش از زبان با انسان ارتباط برقرار مي كند.

وكيلي، كه به صورت تخصصي در زمينه لباسهاي سنتي كردي تحقيق مي‌كند از مسوولان خواست با برگزاري نمايشگاههاي متنوع لباس جوانان را با فرهنگ گذشتگان خويش پيوند داده و طرحهاي نوي لباس را كه زاييده فرهنگ خود آنان است را به نسل جديد معرفي نمايند.

وي ، در رابطه با لباس سنتي گيلان گفت : در لباس سنتي اين خطه سرسبز مي‌توان طبيعت رنگارنگ و زيبا را به وضوح مشاهده كرد.

وي افزود:گيلان سرزمين رنگها، مرواريد باران ،جنگلهاي سبز، گلهاي الوان است كه اين همه در پوشش محلي زنان گيلك نمودار بوده‌است.

وكيلي گفت:اكنون مي‌توان باتوجه به‌تغيير شرايط زندگي از طرحها و مدلهاي زيباي اين پوشاك الهام گرفت و با تغييرات كاربردي آن را بعنوان يك پوشش ملي زنده نگه داشت.

لباس سنتي گيلان با نام " قاسم‌آبادي " يكي از پوشاك انتخابي براي آيين اهداي جوايز در بازيهاي المپيك آتن بود.

زنان روزگاران كهن گيلان زمين، با لطافت روحشان بهشت چشم را به تار و پود پارچه رسوخ دادند و رنگ در رنگ در هم تنيدند و باعشقي به پهناي طبيعت زيباي گيلان پوششي رنگين و پرنشانه‌ساختند.

سينه به سينه آموختند و طرح زدند و به تن كردند و گوشه گوشه بغچه‌هاي جهيزيه را با آن زينت كردند و نسل به نسل به يكديگر "رنگ " هديه بخشيدند، تا چشمها را ديد ماشيني گرفت.

اكنون ،بايد در گيلان كيلومترها راه را پيمود تا شايد زني را ببيني كه با طره‌هاي خاكستري مو لباسي محلي به تن داشته باشد.

" فرشته تالش انساندوست " پژوهشگر گيلاني در گفتگو با ايرنا گفت : پوشاك به تنهايي معرف كار،انديشه ، سليقه و تنوع زندگي‌ها است و از اين روست كه هر طرحي نشان‌دهنده گوشه‌اي از درخشش هويت و نمايانگر ميزاني از سليقه و قدمت سنت آدمهاست.

وي كه پژوهشي در رابطه با شناسايي پوشاك مورد استفاده در گيلان انجام داده در گفت و گو با خبرنگار ايرنا گفت : روسري و سربند ( لچك ) ، پيراهن يا جمه (‪ (gameكه (در گويش تالشي به آن شي (‪ (seyمي‌گويند)، جليقه كت ،الجاقبا، دامن، شليته، شلوار و چادر كمر از جمله بخشهاي اصلي لباس محلي زنان گيلان است.

وي گفت : هر تكه از لباس زن گيلاني كاربردي داشته كه با تغيير شرايط نياز به آن از بين رفته و كم كم حذف شده است.

انساندوست مي‌گويد، در گيلان مردم به دليل وجود طبيعتي زيبا و مملو از رنگ كمتر از رنگ مشكي استفاده مي‌كردند، مگر زنان مسن كه آنان نيز تنها لچك خود را كه زير روسري بسته مي‌شد از اين رنگ تيره انتخاب مي‌كردند.

به گفته وي، مردم گيلان در گذشته براي عزا نيز لباسهاي كهنه و مندرس خود را به تن مي‌كردند و از پوشيدن لباس سياه امتناع مي‌كردند.

وي افزود: امروزه با گذشت زمان لباسهاي محلي ديگر از رونق افتاده‌اند و رنگهاي شاد آن كه اميد به زندگي را در دلها زنده مي‌كرد، به خزان بي‌هنگام نشسته و به كنج پستوها، صندوقها وبقچه‌ها خزيده و در پشت بامها جاي گرفته اند.

"سيده‌زهرا همتي" يكي ديگر از محققان گيلاني كه در موزه ميراث روستايي نيز داراي غرفه لباسهاي سنتي است ،گفت: لباسهاي مردم در هر دوره از تاريخ كشور تغيير كرده و نمونه‌اي رايج شده كه شايد بتوان از آن با نام " مد " ياد كرد و آنچه كه در روستاها باقيمانده بدليل كمترين تغيير، نشانه قوميت افراد و بعنوان لباس محلي شناخته مي‌شود.

وي ، لباس محلي زن گيلاني را به سه بخش غرب ، شرق و مركزي تقسيم بندي مي‌كند كه لباس زن شرق گيلان به لباس " قاسم آبادي " ، زن غرب گيلان "تالشي " و از لباس مركزي گيلان با عنوان " رسوخي " ياد مي‌كند.

وي گفت : لباس رسوخي بيشتر در شهر ماسوله ديده مي‌شود كه يادگار زمان قاجار است و از شهرهايي مانند زنجان به گيلان رسوخ كرده‌است.

همتي اظهار داشت: پارچه‌هايي كه در لباس زن شرق و غرب زن گيلاني به كار مي‌رفت نيز متفاوت است.

وي مي‌گويد، در لباس زنان غرب گيلان متن پارچه‌هاي لباسي داراي گلهاي رنگارنگ و درشت است حال آنكه لباس شرق گيلان زمينه پارچه ساده و يكرنگ است و تزيينات آن مانند نوار دوزيها از رنگهاي مختلف تشكيل شده‌است.

وي گفت: در بافته‌هاي قديمي بدست آمده در غرب گيلان كه به آنها" دارايي " مي‌گويند، تنوع رنگ به صورت بافته‌هاي نامشخص است ولي در شرق گيلان از همان نوع رنگ استفاده شده اما بافته‌ها مشخص است.

همتي، پيش سينه، زيگزاگ و ناخنك ( نوارهايي كه به شكل زيگزاگ دوخته مي شود) را از ديگر نشانه‌هاي لباس محلي گيلان ذكر كرد و افزود: باتوجه به تغيير و تحولات در نوع تزيينات در بازار وسايل تزييني لباسها نيز تغيير كرده، اما نشانه‌ها تغيير نكرده‌است.

وي گفت: هرچه به كوهپايه‌هاي گيلان نزديك‌تر مي‌شويم نوع پارچه ضخيم تر مي شود (مثلا آنهايي كه در ديلمان زندگي مي‌كنند بيشتر از پارچه مخمل استفاده مي‌كنند)آنهايي كه در جلگه زندگي مي‌كنند لباسهايشان از جنس ابريشم است.

وي هزينه كنوني دوخت لباس محلي را به دليل تجملاتي بودن ان گران ذكر كرد و افزود: اگر تبليغات مناسبي انجام پذيرد تا لباس محلي بصورت جامع شناخته شوند و توليد لباس بيشتر شود قطعا قيمت لباسها شكسته خواهد شد.

وي گفت : اگر هدف از حفظ اين لباس محلي حفظ يكي از نشانه‌هاي هويت ملي است، بايد براي ماندگاري آن تلاش بيشتري از سوي مسوولان ميراث فرهنگي و گردشگري صورت بگيرد.

"فريدون نوزاد" يكي ديگر از پژوهشگران گيلاني نيز، لباس محلي زن گيلاني را بواسطه تنوع رنگ و نوع پوشش يكي بهترين انواع لباس‌هاي محلي ايران ذكر كرد.

وي گفت : مردم هيچ استان و قوميتي حق ندارند با هويت خود دشمني كنند، بلكه بايد از تمام مزاياي پوشش،آداب ،سنتها و حتي خوراك محلي خود استفاده نمايند.

نوزاد، اظهار كرد : چرا يك جوان گيلك ،بلوچ ،خراساني اصفهاني ، لرستاني و...، خجالت مي‌كشد به لهجه خود صحبت كند و از آموختن آن به فرزند خود نيز امتناع مي‌ورزد.

وي افزود : تمامي نكات يادشده هويت ما را تشكيل مي‌دهند و اگر اينها شناسانده نشوند و جامعه جوان ديد كاملي از آنها نداشته باشد، هويتمان كم كم رنگ مي‌بازد و آدم بي‌شناسنامه در هيچ جاي دنيا معتبر نيست.  

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:32  توسط حمیده عبدالهی  |